تبليغاتX
پایاب
ادبی - فرهنگی- واگویه های درونی
دیده ام این روزهاخاکستریست

دل در اندوه تپیدن بستریست

و ......

 پاییز۸۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388   توسط مينامعمارطلوعي | 

می‌خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می‌دارم

نمی‌خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم

یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم

نمی‌خواهم بدانم دوستم می‌دارد یا نه

می‌خواهم بروم با آنکه دوستش می‌دارم.

                            ((برتولت برشت))

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388   توسط مينامعمارطلوعي | 

دل من شيشه و افسون نگاهت همه سنگ

مي‌نشيند غم تو بر دل خنياگر  چنگ

بي تو از ياد خدا رفتم و بربادم داد

رنگ در رنگ، نگاهت به هزاران نيرنگ

هستي‌ام در عطش عشق تو خاكستر شد

شوق ديدار تو و حسرت اين خسته‌ي لنگ

من هنوز از نفس ياد تو جان مي‌گيرم

شيوه‌ چشم تو راهي نرود جز ره  جنگ

گفتي از فاصله و بغض ورم كرده‌ي عشق

نهراسيده‌ام هرگز ز هزاران فرسنگ

هيچ كس جز من و پاييز نخواهد فهميد

سحر چشمان تو را با نگهي رنگارنگ

تا ابد ياد تو بر ساحل دل مي‌كوبد

اين منم ساحل و اندوه غمت تخته‌ي سنگ

در گذرگاه شب و خلوت تنهايي خود

مي‌نويسم غزلي تلخ براي دل تنگ

                                    م.معمارطلوعی- پاییز۷۷

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388   توسط مينامعمارطلوعي | 

از كوچه صداي پاي پاييز آمد

هنگام غزل هاي شباويز آمد

درحافظه‌ي خفته‌ي اين ثانيه‌ها

دل شوره‌ي حسرتي غم‌انگيز آمد

                                         م.معمارطلوعی -پاییز۸۸

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388   توسط مينامعمارطلوعي | 

باران

اندوه آينه‌هاي چروكيده را

گريست

و ميراث‌خواران عادت

در جامه‌هاي دروغين اصالت

سهمشان را

تاراج كردند

تخفيف‌هاي بي‌اعتبار

مكارگي را

به سوداگران عشق

آموختند

و دست‌هاي پوسيده

يگانگي را

آلودند

مدعيان ديروز

امروز را

از آن خود كردند

و آسمان

 اندوه خود را گريست.

باران....

مینامعمارطلوعی-پاییز۸۸

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388   توسط مينامعمارطلوعي |